بعد از دانستن این راز دیگر نیازی به مطالعه هیچ کتاب موفقیت نخواهی داشت

با استفاده از این تکنیک طلایی میتوانی به هر چیزی در زندگی برسی یا هر شخصی باشی

اگر بارها کتابهای موفقیت را زیر و رو کرده ای و هر شب فیلم های انگیزشی تماشا میکنی ولی باز هم تغییری در زندگی فردی خودت احساس نکرده ای ، ناامید نباش این مقاله را برای تو نوشتم

فرقی ندارد هدف و خواسته ات کوچک است یا رویایی است بزرگ فقط قول بده بعد از دانستن این راز به ان عمل کنی

من هم سالها مثل تو بودم ، عاشق پیشرفت و اهل تلاش

بارها اتفاق می افتاد که هدفی را برای خودم اتخاب میکردم ولی بعد از چندین  بار تلاش رها میکردم و ناامید میشدم و سراغ هدف دیگری میرفتم

مدام از این شاخه به شاخه دیگر پریدن بدون کسب هیچ نتیجه ای برایم عذاب اور بود

کم کم به استعداد و مهارتهایم هم بدبین شده بودم و فکر میکردم باید بسراغ همان زندگی قبلی بروم و بیخیال رویاهایم بشم

تماشای اینکه موفقیت های دوستان و اشناها رو از دور ببینم و بیشتر احساس ترس و ضعف بکنم برایم عذاب اور بود

نه اینکه فکر کنی حسود بودم و از موفقیت های دیگران ناراحت میشم ، بلکه برای شخصی مثل من که اینقدر اهل تلاش بودم و پس چرا این حجم از تلاش های من دیده نمیشد؟

حتما این وسط یه جایی از کار میلنگید و من عیب کار را نمیدانستم

اگه میخاستم در زندگی پیشرفت کنم و به اهدافم برسم باید بهر قیمتی شده از این راز سر در میاوردم

بعد از دانستن این راز دیگر نیازی به مطالعه هیچ کتاب موفقیت نخواهی داشت

دوست عزیزم مشکل اساسی رو زمانی متوجه شدم که راز خیلی مهمی رو از استادم جف اولسون یا گرفتم

و اون راز برتری خفیف بود که حلقه مفقوده تمام تلاش های بی نتیجه من بود

یادم میاد اون روز از شدت خوشحال در پوست نمیگنجیدم و تازه بعد اینهمه علت ناکامی ها و شکست ها را فهمیده بودم

امروز این راز بزرگ و در عین حال ساده را از زبان جف اولسون برایت تعریف میکنم

 

قبل از اینکه با قدرت تکنیک برتری خفیف اشنا بشید 2 داستان زیر را مطالعه کنید

 

1-داخل سطل

 

روزی روزگاری دو قورباغه که سالها در ابگیری زندگی میکردند تصمیم گرفتند که ابگیر کوچکشان را ترک کنند

و برای کشف دنیاهای جدید از ابگیر خارج شوند

چیزی نگذشت که متوجه شدند سر از یک کارخانه لبنیات سازی در اورده اند

دو دوست قدیمی یک سطل پر از شبر پیدا کردند و بسرعت داخلش پریدند

و با لذت تمام شروع به خوردن شیرهای تازه کردند تا سیر شدند و احساس خواب الودگی کردند

وقتی که میخواستند از ظرف شیر بیرون بپرند متوجه شدند به درد سر افتاده اند

انها برای پریدن داخل سطل هیچ مشکلی نداشتند اما چطور میخواستند از سطل بیرون بپرند؟

دیواره سطل خیلی بلند بود و همین طور خیلی لیز

عجولانه و با ترس شروع به دست و پا زدن میکردند و از سرو کول هم بالا میرفتند

اما هیچ فایده ای نداشت ، دیواره خیلی بلند بود

سرانجام یکی از قورباغه ها گفت : “فایده ای ندارد کار هر دوی ما ساختست

قورباغه دوم نفس زنان گفت:نباید تسلیم شویم ، تلاش میکنیم و دعا میکنیم نجات پیدا کنیم

بعد از دانستن این راز دیگر نیازی به مطالعه هیچ کتاب موفقیت نخواهی داشت

قورباغه اول با ناراحتی به دوستش نگاه کرد و گفت :در زنگی قورباغه ها هیچ معجزه ای وجود ندارد.خداحافظ

خودش را رها کرد و بارامی غرق شد

اما قورباغه اول تسلیم نشد و به دست و پا زدن ادامه میداد

ساعت ها دست و پا میزد تا اینکه عضلاتش خسته شد

ناگهان بیاد حرفهای دوستش افتاد که میگفت : در زندگی قورباغه ها هیچ معجزه ای اتفاق نمیفتد

سرانجام تسلیم سرنوشت شد و خودش را رها کرد…

اما احساس کرد فرو نمیرود و متوجه چیزی شد

معجزه اتفاق افتاده بود و بخاطر دست و پا زدنهایش  جزیزه مسخره ای از کره شکل گرفته بود

سرانجام با یک پرش جانانه از سطل بیرون پرید و راهی ابگیر شد…

 

2- سنبل آبی

 

روزی روزگاری سنبل آبی کوچکی در کنار ابگیری زندگی میکرد.

سنبل ابی ارزو داشت که طرف دیگر ابگیر را ببیند و وقتی ارزورش با خودش تکرار کرد اب روان شنید و حسابی خندید و با تمسخر گفت : هه طرف دیگر!!

سنبل ابی گیاهی است که در مناطق گرمسیری در کنار ابگیرها میروید

اما موضوعی که اب روان نمیدانست سرعت تکثیر سنبل ابی بود که گیاهشناس را متعجب کرده است

اولین روزی که سرو کله سنبل اب در ابگیر پیدا شد هیچکس متوجه حضورش نشد

حتی در روز دوم که اندازه اش دوبرابر شد باز هم کسی متوجه نشد

در حقیقت در 2 هفته اول با وجود اینکه در حال رشد بود باز هم به زحمت قابل تشخیص بود

تا روز 20 ام سنبل ابی فقط به اندازه یک توپ فوتبال رشد کرده بود

در پابان روز 30 ام اگر کسی از کنار ابگیر عبور میکرد متوجه یک دسته گیاه کوچک میشد اما فکر میکرد تکه ای لباس درون اب شناور است

بعد از دانستن این راز دیگر نیازی به مطالعه هیچ کتاب موفقیت نخواهی داشت

اما سنبل ابی همچنان مشغول تکثیر و 2 برابر شدن بود

در روز 40 ام نیمی از سطح ابگیر هنوز معلوم بود

اما به ناگهان در روز بعد تنها 24 ساعت بعد سطح ابگیر کاملا ناپدید شد

و تمام سطح ابگیر را لایه انبوهی از سنبل ابی پوشانده بود …

از قدرت برتری خفیف برای تغییر زندگی ات استفاده کن

دوست عزیزم حتما از لابلای این داستانها به قدرت تکنیک برتری خفیف پی بردی

برای رسیدن به هر موفقیتی به پیشرفت های اهسته و پیوسته نیاز داری

اما اتفاقی که در 90 درصد اوقات برای ما میفته اینه:

همه ما شروع کننده های خوبی هستیم  اصلا تمام کننده های خوبی نیستیم

با ذوق و شوق فراوان شروع میکنیم اما چون منتظر نتایج سریع هستیم و این نتایج در زمان دلخواه ما اتفاق نمی افتند در وسط راه خسته میشیم و رها میکنیم

تصمیم میگیریم به باشگاه بریم و روزهای اول بسر وقت میریم و به موقع میایم ولی بعد از یه مدت رها میکنیم

کلاس زبان میریم روزای اول پیشرفت های عالی میکنیم اما وسط ترم خسته میشیم

با یکبار شکست عشقی تصمیم میگیریم همیشه تنها باقی بمانیم

کسب و کاری رو شروع میکنیم بعد از مدت کوتاهی نتیجه میگیریم جواب نمیده و رها میکنیم

ایده ای که ذهنمان را مشغول کرده با اشتیاق شروع میکنیم بعد از چند هفته دلسرد میشویم

مشکلی که من هم در بسیاری از موارد داشتم دقیقا همین موضوع بود

اگر بدنبال کسب نتایج شگفت انگیز هستی باید قدرت تحمل سختی های گذرا را داشته باشی و هر روز برای رسیدن به هدفت قدمی برداری

برتری خفیف یعنی هر روز برای تحقق اهداف و رویای خودمان گامهای کوچک و پیوسته ای برداریم

برتری خفیف یعنی تعهد به دنبال کردن هدف بمدت طولانی تا رسیدن به نتایج اولیه.

مطمئن باش وقتی که هدفی را بصورت آهسته ویوسته دنبال میکنی بی شک موفق میشوی و آنرا بدست میاوری

فقط باید قدم های کوتاه و پیوسته برداری.

راز موفقیت بسیارساده است:هدفی را بی وقفه دنبال کن

امیدوارم از این مقاله لذت برده باشی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *